معرفی
تغییرات آب و هوایی تأثیرات پیچیده ای بر زیرساخت های شهری، اقتصادها، جوامع و اکوسیستم ها دارد (سیمپسون و همکاران، 2021). شهرها بهعنوان مکانهای اولیه فعالیتهای انسانی، هم قربانی و هم عامل تغییرات اقلیمی هستند. بنابراین، تعاملات بین اقلیم و شهرها باید از منظرهای چندگانه مورد بررسی قرار گیرد (ابراهیم و همکاران، 2020). با تشدید تأثیرات تغییرات آب و هوایی، جوامع شهری با چالش های فزاینده ای مواجه می شوند (Frantzeskaki et al., 2019). افزایش فراوانی و شدت رویدادهای شدید آب و هوایی تهدیدی مستقیم برای ایمنی و رفاه جمعیت شهری است.
فضاهای سبز در جوامع می تواند نقش مهمی در پرداختن به خطرات تغییرات آب و هوایی ایفا کند. پارکها، باغها، بامهای سبز و دیوارهای سبز میتوانند با ایجاد سایه و جذب گرمای خورشیدی به کاهش دمای شهری کمک کنند و در نتیجه اثر جزیره گرمایی شهری را کاهش دهند (Wong et al., 2021). علاوه بر این، فضاهای سبز می توانند خدمات اکوسیستمی مختلفی مانند تصفیه هوا، مدیریت آب باران، ترسیب کربن و تامین زیستگاه حیات وحش را ارائه دهند (Luo and Patuano, 2023). فضاهای سبز می توانند با به حداقل رساندن تأثیر سیل و افزایش مقاومت در برابر امواج گرما و خشکسالی، انعطاف پذیری جامعه را در برابر تغییرات آب و هوایی افزایش دهند (Hobbie and Grimm, 2020). آنها همچنین به عنوان فضاهای عمومی برای اهداف تفریحی، سرگرمی و اجتماعی عمل می کنند (وارگاس-هرناندز و همکاران، 2023).
سرمایش یک تمرکز تحقیقاتی عمده در میان مزایای اکولوژیکی فضاهای سبز است. در مقیاس شهری، محققان معمولاً تأثیرات سطح کلان، مانند انواع کاربری کلی زمین، توزیع و اتصال فضاهای سبز و پوشش گیاهی در کل شهر را تجزیه و تحلیل کردهاند (طارق و همکاران، 2022). در مقیاس جامعه کوچکتر، نقش فضاهای سبز محدودتر و تحت تأثیر عوامل متعددی است. اندازه، شکل، نوع پوشش گیاهی و پوشش فضاهای سبز جامعه ممکن است بر اثرات خنک کنندگی آنها تأثیر بگذارد، همانطور که Hami و همکاران (2019) پیشنهاد کردند. علاوه بر این، ریزاقلیم و سایه های ساختمانی در جامعه ممکن است بر اثر خنک کنندگی فضاهای سبز تأثیر بگذارد (ژانگ و همکاران، 2022).
با توجه به تأثیر پیچیده عوامل مختلف بر دمای سطح زمین (LST)، تعریف واضح سهم سرمایش عوامل مختلف و آستانه خنککننده آنها چالش برانگیز است. افزایش پوشش گیاهی یک راه اولیه برای بهبود آسایش حرارتی شهری است. به طور کلی، فضاهای سبز بزرگتر اثرات خنک کنندگی بهتری ارائه می دهند (یان و همکاران، 2018). تحقیقات نشان داده است که پارک های بزرگتر از 10 هکتار اثرات خنک کنندگی به ویژه قابل توجهی از خود نشان می دهند (آرام و همکاران، 2019). عملکردهای خنککننده و مرطوبکننده فضاهای سبز بزرگ آشکارتر و پایدارتر هستند، در حالی که تأثیرات خنککننده فضاهای سبز کوچک بسیار متغیر است (Xiao et al., 2018). از نظر الگوهای فضای سبز، اندازه، مساحت و تجمع لکه های سبز ممکن است بر اثرات خنک کننده تأثیر بگذارد. با توجه به مدلسازی شاخصهای الگوی منظر با LST، فضاهای سبز با تجمع و اتصال بیشتر میتوانند به طور مؤثرتری به اهداف سرمایش دست یابند (مسعودی و همکاران، 2021). علاوه بر این، آبیاری پوشش گیاهی میتواند ظرفیت خنککنندگی سطح زمین را افزایش دهد، در حالی که سرعت باد محلی بالاتر میتواند خنکسازی سریعتر سطح را تسهیل کند (Nice et al., 2022). پوشش گیاهی یا جنگلهای متراکم معمولاً نسبت به درختچهها یا علفزارهای پایینتر سطح راندمان سرمایش بالاتری را نشان میدهند (وانگ و همکاران، 2023).
علاوه بر پوشش گیاهی، ویژگی های ساختمان شهری می تواند به طور قابل توجهی بر دمای سطح در جوامع تأثیر بگذارد. به طور گسترده پذیرفته شده است که ارتفاع ساختمان با LST همبستگی منفی دارد (ژنگ و همکاران، 2019). LST در مناطق مرتفع اغلب کمتر از مناطق کم ارتفاع است و این پدیده در تابستان بارزتر است (Danniswari et al., 2022). جدا از ارتفاع ساختمان، یک همبستگی مثبت مستقیم بین تراکم ساختمان و LST منطقه ای وجود دارد (یانگ و همکاران، 2021). این امر عمدتاً به این دلیل رخ می دهد که با افزایش تراکم ساختمان، آلبدوی سطح نیز افزایش می یابد و نسبت پوشش گیاهی در منطقه بر این اساس کاهش می یابد.
در حال حاضر، چندین چالش در ارزیابی اثر خنک کننده سطح در مقیاس جامعه وجود دارد: (1) ساختار داخلی جوامع به طور دقیق استخراج نشده است. استفاده از تصاویر سنجش از دور با وضوح 10 تا 30 متر ممکن است منجر به توصیف نادرست پیکربندی داخلی جوامع شهری، به ویژه در جوامع قدیمی شود. تصاویر با وضوح بالاتر (1 تا 2 متر) می توانند ساختار داخلی جوامع را بهتر منعکس کنند (رحمان و آزاد، 2019). (2) سهم عواملی مانند نسبت ها و الگوهای پوشش گیاهی و سایه های ساختمان در جوامع به تغییرات LST به طور کامل مشخص نشده است. جوامع شهری ترکیبی از ساختمان ها با ارتفاعات مختلف، فضاهای سبز و بدنه های آبی با اندازه های مختلف هستند. ترتیب و نسبت عناصر زمین نیز به طور قابل توجهی متفاوت است. بنابراین، اثر خنک کننده ناشی از اثر ترکیبی عوامل مختلف ناشناخته باقی می ماند.
بنابراین، اهداف این مقاله (1) تعیین آستانه سرمایش و کارایی فضاهای سبز جامعه و (2) توضیح سهم کسر فضای سبز، درجه تجمع و وجود سایههای ساختمان در خنکسازی سطح بود. برای دستیابی به این اهداف، ترسیم دقیق فضاهای سبز، ساختمانها و سایههای درون جوامع با استفاده از دادههای سنجش از دور با وضوح بالا ضروری است. سپس، تعداد کافی نمونه جامعه باید انتخاب شود که شامل سطوح مختلف پوشش فضای سبز، ارتفاع ساختمان و چیدمان فضای سبز باشد. در نهایت، عوامل موثر و اهمیت آنها در ارتباط با داده های دمای سطح مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. این مطالعه می تواند راهنمایی نظری برای بهبود برنامه ریزی آسایش حرارتی در جوامع ارائه دهد.

Leave A Comment