تفاوت عمده دیگر کاهش میانگین وزن دستههای «انرژی و جو (EA)» و «سایتهای پایدار (SS)» در چهار منطقه آب و هوایی تقریباً 7 درصد در مقایسه با LEED EB 2009 است. اگرچه تأکید بر این موارد است. به نظر می رسد دو دسته در GBAT سفارشی کاهش یافته است، آنها هنوز سهم زیادی از وزن کل را به ترتیب با میانگین 26.75 و 17.25٪ برای EA و SS می گیرند. علاوه بر این، این ارقام در برخی مناطق تقریباً با ارقام LEED EB 2009 برابری می کنند (به عنوان مثال، EA در منطقه 4b و SS در منطقه 4c). علاوه بر این، در حالی که میانگین وزن “کیفیت محیطی داخلی (IEQ)” در چهار منطقه آب و هوایی به 11٪ در GBAT سفارشی کاهش یافته است، رقم برای دسته “نوآوری در عملیات (IO)” نسبتاً ثابت باقی مانده است (0.5٪). افزایش) در مقایسه با معیار انتخاب شده. می توان ادعا کرد که کدهای موجود برای ساخت و ساز و بهره برداری از ساختمان برای تضمین کیفیت محیط داخلی کافی است و تاکید بیشتر بر این مقوله غیرضروری است. علاوه بر این، وزنهای مشابه برای دسته «نوآوری در عملیات» نشاندهنده اهمیت نسبتاً ثابت این دسته در مقایسه با سایر مقولهها در همه شرایط از جمله استاندارد معیار است.
با نگاهی دقیق تر به هر منطقه اقلیمی، وزن هر دسته را می توان بر اساس اولویت های پایداری در هر منطقه بهتر توجیه کرد. به عنوان مثال، “بازده آب” بالاترین وزن را در مقایسه با سایر دسته ها در منطقه 4a دارد. این می تواند به دلیل ویژگی های اقلیمی خاص این منطقه (یعنی آب و هوای گرم و خشک) باشد. به دلیل گستردگی دمای روزانه، افزایش تقاضای آب و کمبود منابع آب کافی در این منطقه، اهمیت نسبتاً بالایی برای مقوله «کارایی آب» قابل توجیه است. از سوی دیگر، رده «بازده انرژی» بیشترین وزن را در منطقه 4b به دست آورد. این امر می تواند به دلیل ماهیت چالش برانگیز تامین آسایش حرارتی در این اقلیم (یعنی گرم و مرطوب) نسبت به سایر اقلیم ها باشد و در نتیجه تقاضای انرژی بیشتری برای تهویه مطبوع وجود دارد.
در اکثر شهرهای واقع در منطقه 4c (یعنی آب و هوای معتدل و مرطوب)، ویژگی های کلیدی مشترک آب و هوا شامل تراکم بالای پوشش گیاهی، منابع فراوان آب های سطحی و زیرزمینی، تراکم جمعیت بالا و دماهای متوسط است. این ویژگیها در این منطقه میتواند منجر به تخصیص وزن بیشتر به مقوله «سایتهای پایدار» و وزن کمتر به دستههای «کارایی آب» و «انرژی و جو» نسبت به سایر مناطق شود. علاوه بر این، اهمیت مدیریت پسماند جامد می تواند دلیل اصلی وزن بالای مقوله «مواد و منابع» باشد. منطقه 4d به عنوان ارتفاع زیاد، هوای نسبتا سرد و مقادیر متوسط بارش سالانه مشخص می شود و از این رو وزن همه دسته ها در این منطقه نزدیک به میانگین است. این می تواند نشان دهنده وجود ترجیحات خاص و تاکید بر هر مقوله ای از سوی کارشناسان برای این منطقه نسبت به سایر مناطق باشد.
همانطور که در جدول 7 مشاهده می شود ، در حالی که وزن برخی از مقوله ها یا معیارها در هر اقلیم نسبتاً یکسان بود، در برخی دیگر به طور قابل توجهی تغییر کرد. برای بررسی اثرات اقلیم های مختلف بر قضاوت کارشناسان، انحراف معیار این قضاوت ها مطابق شکل 8 و شکل 9 به ترتیب برای وزن دسته ها و معیارها محاسبه شد. همانطور که در شکل 8 مشاهده می شود ، بالاترین انحراف استاندارد (𝜎) وزن ها (قطر دایره) در بین دسته ها 4.82 مربوط به رده «بهره وری آب» و پس از آن 4.32، 4.26 و 3.96 برای دسته های «سایت های پایدار»، «انرژی و جو» و «مواد و منابع» بود. به ترتیب. این نشان می دهد که این چهار دسته می توانند بیشتر تحت تأثیر مناطق اقلیمی باشند. در مقابل، انحراف استاندارد پایین وزن تخصیص یافته به دو دسته باقیمانده «کیفیت محیط داخلی» و «نوآوری در عملیات» نشان میدهد که حساسیت کمتری نسبت به خوشهبندی آب و هوایی دارند. همه اینها می تواند بینش بهتری در مورد دسته بندی هایی که یک GBAT باید در هنگام تجزیه و تحلیل ساختمان ها تحت تفاوت های مختلف آب و هوایی در نظر بگیرد، ارائه دهد.
شکل 8 . انحراف معیار اوزان برای هر دسته.
شکل 9 . انحراف معیار اوزان برای هر معیار.
علاوه بر این، انحراف معیار وزن معیارها (قطر دایره ها) و میانگین وزن آنها در شکل 9 نشان می دهد که معیار “مدیریت پسماند جامد” دارای بالاترین انحراف معیار وزن (2.38) و به دنبال آن 2.28، 1.66 و 1.64 برای “محوطه سازی بهینه آب”، “خرید پایدار” و “توسعه سایت”. این نشان می دهد که این معیارها می توانند به شدت تحت تأثیر اقلیم های مختلف قرار گیرند. این شاخصهای بسیار متغیر را میتوان به تفاوتهای اقلیمی نسبتاً عمده برای میانگین بارندگی سالانه، محدوده دمایی روزانه و سایر عوامل مرتبط مانند تراکم جمعیت و پوشش گیاهی در مطالعه آزمایشی ایران مرتبط دانست.

Leave A Comment