2 . چارچوب مفهومی
مدل پذیرش فناوری (TAM) که توسط دیویس (1989) معرفی شد ، اقتباسی از تئوری عمل منطقی (TRA) و تئوری رفتار برنامه ریزی شده (TPB) است که به طور خاص برای مدل سازی پذیرش کاربر از سیستم های اطلاعاتی طراحی شده است. هدف اصلی TAM ارائه چارچوبی برای درک عوامل تعیین کننده پذیرش رایانه، ارائه بینش در مورد رفتار کاربر در طیف گسترده ای از فناوری های محاسباتی کاربر نهایی و جمعیت های مختلف کاربر است. این مدل با حفظ دقت نظری و صرفهجویی به این امر دست مییابد. محور TAM دو ساختار کلیدی است: سودمندی درک شده و سهولت استفاده درک شده، که در تأثیرگذاری بر رفتار پذیرش سیستم اطلاعاتی (IS) بسیار مهم هستند. TAM معتقد است که متغیرهای خارجی به طور غیرمستقیم نگرش کاربران نسبت به استفاده از سیستم را با تأثیرگذاری بر این دو ساختار شکل می دهند، که در نهایت استفاده واقعی از سیستم را تعیین می کنند ( شکل 1 ) ( لی و همکاران، 2015 ).
شکل 1 . مدل پذیرش فناوری (TAM).
مدل پذیرش فناوری (TAM) بیان می کند که قصد رفتاری یک فرد برای استفاده از یک سیستم تحت تأثیر دو باور اصلی است: سودمندی درک شده و سهولت استفاده درک شده. سودمندی درک شده به درجه ای اشاره دارد که فرد معتقد است استفاده از سیستم عملکرد شغلی او را افزایش می دهد، در حالی که سهولت درک شده به میزانی اشاره دارد که فرد معتقد است استفاده از سیستم بدون تلاش است. علاوه بر این، TAM پیشنهاد می کند که تأثیر متغیرهای خارجی بر قصد استفاده از یک سیستم از طریق این دو سازه واسطه می شود.
مدل موفقیت سیستم های اطلاعاتی به روز شده (UISS) یک چارچوب کاملاً تثبیت شده در زمینه سیستم های اطلاعاتی (IS) است. این مدل که ابتدا توسط DeLone و McLean در سال 1992 معرفی شد، هدف آن ارزیابی موفقیت ابتکارات IS از طریق بررسی جامع ادبیات موجود است. با شناخت نقاط قوت و ضعف مدل، دلون و مکلین چارچوب اصلی خود را در سال 2003 افزایش دادند که منجر به پیشنهاد UISS شد. سه بعد کیفیت سیستم وجود دارد: کیفیت سیستم، کیفیت اطلاعات و کیفیت خدمات. این ابعاد باید به طور جداگانه ارزیابی شوند، زیرا هر یک می تواند به صورت مجزا یا جمعی بر استفاده بعدی از سیستم تأثیر بگذارد ( DeLone & McLean, 2003 ). بر این اساس، این ابعاد به عنوان متغیرهای خارجی در مدل پذیرش فناوری (TAM) ادغام می شوند تا سودمندی درک شده سیستم و سهولت استفاده را ارزیابی کنند.
مدل پذیرش فناوری (TAM) زمانی که فراتر از محل کار گسترش یابد، کاربرد محدودی دارد، زیرا ساختارهای اساسی آن به اندازه کافی طیف متنوعی از محیطها و محدودیتهای وظایف کاربر را در بر نمیگیرد. پل و همکاران (2003) پیشنهاد کرد که در حالی که TAM یک چارچوب ارزشمند باقی می ماند، باید در یک مدل گسترده تر که عوامل انسانی و اجتماعی را به حساب می آورد، ادغام شود. برای پرداختن به این محدودیت ها، نظریه رفتار برنامه ریزی شده (TPB) ( Ajzen, 1985 ) متغیرهای اضافی از جمله هنجارهای ذهنی (SN) و کنترل رفتاری ادراک شده (PBC) را به عنوان عوامل تعیین کننده مستقیم قصد رفتاری (BI) معرفی می کند ( شکل 2 ). بر اساس TPB، BI به طور مشترک توسط نگرش فرد تعیین می شود، که منعکس کننده احساسات مثبت نسبت به انجام یک رفتار است. SN، که نشان دهنده ادراک از فشارهای اجتماعی برای درگیر شدن در یک رفتار است. و PBC، که شامل عوامل داخلی و خارجی است که اجرای رفتار را تسهیل یا محدود می کند ( فو و همکاران، 2006 ).
شکل 2 . نظریه رفتار برنامه ریزی شده (TPB).
در زمینه تحقیقات ساختمان سبز، مسائل زیست محیطی از اهمیت بالایی برخوردار است. در نتیجه، این مطالعه به مدل رفتار برنامهریزیشده طرفدار محیطزیست (PEPB) اشاره میکند که نگرانیهای محیطی درک شده (PEC) را به عنوان یک عامل مهم در خود جای میدهد. مدل PEPB یک مدل توسعه یافته از نظریه رفتار برنامه ریزی شده (TPB) است ( Ajzen, 1991 ) که توسط Persada (2016) معرفی شد . این مدل نگرانی های محیطی ادراک شده (PEC) را به عنوان یک عنصر کلیدی ادغام می کند و PEC را به عنوان پاسخ عاطفی فرد که بر فعالیت های فیزیکی با نتایج بالقوه طرفدار محیطی تأثیر می گذارد، تعریف می کند ( نادلیفاتین و همکاران، 2015 ، 2016؛ پرسادا و همکاران، 2015 ). اگر فردی نسبت به مسائل زیست محیطی آگاهی و توجه داشته باشد، نگرانی زیست محیطی در نظر گرفته می شود ( حمزه و تنویر، 2021 ). تحقیقات نشان میدهد که نگرانیهای زیستمحیطی رفتارهای طرفدار محیطزیست را تحریک میکند ( Sreen و همکاران، 2021 ) و به طور قابلتوجهی بر مقاصد رفتاری (BI) تأثیر میگذارد ( حمزه و تنویر، 2021 ؛ کوشوا و همکاران، 2019 ؛ ساری و همکاران، 2021 ).
شکل 3 چارچوب مفهومی این مطالعه را نشان می دهد که تجزیه و تحلیل جامعی از عوامل موثر بر رفتار کاربر در پذیرش BIM ارائه می دهد. مدل نظری مدل پذیرش فناوری (TAM) و نظریه رفتار برنامهریزیشده (TPB) را به همراه پسوندهای مرتبط با آنها ترکیب میکند تا دیدگاهی چندبعدی در مورد عواملی که باعث پذیرش BIM میشوند، ارائه دهد.
شکل 3 . مدل نظری.
2.1 . مدل پذیرش فناوری (TAM).
همانطور که در ابتدا توسط دیویس در دیویس و همکاران، 1989 پیشنهاد شد ، TAM با تطبیق نظریه گسترده تر عمل منطقی (TRA) با زمینه خاص استفاده از فناوری، یک تحول مهم در تحقیقات سیستم های اطلاعاتی را نشان می دهد. TAM پیشنهاد می کند که تصمیم یک فرد برای استفاده از یک فناوری جدید در درجه اول تحت تأثیر دو ادراک است: سودمندی درک شده (PU) و سهولت استفاده درک شده (PEOU). سودمندی درک شده به عنوان درجه ای است که یک فرد معتقد است استفاده از یک سیستم خاص عملکرد شغلی او را افزایش می دهد، در حالی که سهولت درک شده به درجه ای اشاره دارد که فرد معتقد است استفاده از یک سیستم خاص بدون تلاش است. این مدل ادعا میکند که این دو عامل بر قصد رفتاری فرد برای استفاده از فناوری تأثیر میگذارد و پذیرش واقعی سیستم را پیشبینی میکند.
تحقیقات بعدی با تکیه بر مقدمات بنیادی TAM، عوامل دیگری را برای توضیح تغییرات در پذیرش و استفاده از فناوری معرفی کرده است. کوین و همکاران (2020) بر اهمیت متغیرهای خارجی، مانند کیفیت اطلاعات و کیفیت سیستم، که بیشتر در مدل موفقیت سیستمهای اطلاعاتی یکپارچه (UISS) توسط دلون و مکلین در سالهای 2002 و 2003 تشریح شده است، تأکید میکنند. کیفیت اطلاعات به ارتباط، دقت و بهموقع بودن اطلاعات سیستم اشاره دارد، در حالی که کیفیت، قابلیت فنی، قابلیت فنی، عملکرد، قابلیت و عملکرد فنی را نشان میدهد. علاوه بر این، کیفیت خدمات به سطح پشتیبانی ارائه شده توسط توسعهدهنده سیستم اطلاعاتی اشاره دارد ( DeLone & McLean, 2003 ). این عوامل بسیار مهم هستند زیرا مستقیماً بر رضایت کاربر تأثیر میگذارند، بر سودمندی درک شده و سهولت استفاده از فناوری تأثیر میگذارند و در نتیجه بر موفقیت و پذیرش کلی سیستمهای اطلاعاتی تأثیر میگذارند.
برای گسترش بیشتر بحث، باید به ماهیت پویا و در حال تحول فناوری و پذیرش آن توجه کرد. با پیشرفت سریع فناوری، عوامل مؤثر بر پذیرش و استفاده به طور فزایندهای پیچیده میشوند که شامل ارزیابیهای شناختی فردی، تأثیرات اجتماعی، فرهنگ سازمانی و اکوسیستم فناوری گستردهتر میشود. تحقیقات معاصر اغلب این ابعاد را در بر می گیرد و بررسی می کند که چگونه هنجارهای اجتماعی، نفوذ همتایان و امنیت و حریم خصوصی درک شده سیستم های فناوری بر نگرش ها و مقاصد فردی تأثیر می گذارد.
به طور خلاصه، گسترش TAM با ترکیب عواملی از UISS، مانند کیفیت خدمات، کیفیت اطلاعات و کیفیت سیستم، چارچوب جامع تری برای درک پیچیدگی های پذیرش فناوری و موفقیت سیستم ارائه می دهد. این مدلها بینشهای ارزشمندی را برای محققان، متخصصان و طراحان سیستم با هدف افزایش قابلیت استفاده، اثربخشی و پذیرش فناوری در زمینههای مختلف ارائه میکنند. بنابراین، این مطالعه فرض کرد که:
H1. عوامل موثر بر سودمندی درک شده:
H1.1. کیفیت اطلاعات با سودمندی درک شده همبستگی مثبت دارد.
H1.2. کیفیت سیستم با سودمندی درک شده همبستگی مثبت دارد.
H1.3. کیفیت خدمات با سودمندی درک شده همبستگی مثبت دارد.
H2. عوامل موثر بر سهولت استفاده درک شده:
H2.1. کیفیت اطلاعات با سهولت استفاده همبستگی مثبت دارد.
H2.2. همکاری مدیریت و کارکنان با سهولت استفاده همبستگی مثبت دارد.
H2.3. کیفیت خدمات با سهولت استفاده همبستگی مثبت دارد.
H3. سهولت استفاده درک شده با سودمندی همبستگی مثبت دارد.
H4. سودمندی درک شده با نگرش نسبت به رفتار همبستگی مثبت دارد.
H5. سهولت استفاده درک شده با نگرش نسبت به رفتار همبستگی مثبت دارد.
H6. سودمندی درک شده با قصد رفتاری همبستگی مثبت دارد.
H7. نگرش نسبت به رفتار با قصد رفتاری همبستگی مثبت دارد.
2.2 . مدل تئوری رفتار برنامه ریزی شده (TPB).
تئوری رفتار برنامه ریزی شده (TPB) که توسط ایجک آجزن در سال 1991 معرفی شد، بسط اصلی نظریه اقدام منطقی (TRA) را نشان می دهد که هدف آن ارائه درک جامع تری از چگونگی تأثیر نیات رفتاری بر رفتار انسان است. TPB معتقد است که قصد یک فرد برای درگیر شدن در یک رفتار، فوری ترین پیش بینی کننده آن رفتار است، با این قصد که توسط سه عامل تعیین کننده اصلی شکل می گیرد: نگرش نسبت به رفتار، هنجارهای ذهنی، و کنترل رفتاری ادراک شده. نگرشها به درجهای از ارزیابی مطلوب یا نامطلوب یک فرد از رفتار مورد نظر اشاره دارد. هنجارهای ذهنی شامل فشار اجتماعی ادراک شده برای انجام یا عدم انجام رفتار است. و کنترل رفتاری درک شده نشان دهنده سهولت یا دشواری انجام رفتار است که شبیه به مفهوم خودکارآمدی است.
از زمان پیدایش، TPB به طور گسترده در زمینه های مختلف برای کاوش و پیش بینی رفتارها در زمینه های مختلف مانند سلامت، پایداری محیطی، پذیرش فناوری و استفاده از رسانه های اجتماعی استفاده شده است. مطالعات محققانی مانند یی و همکاران. (2006) و گونگ و همکاران. (2019) بر تطبیق پذیری و اثربخشی مدل در پیش بینی طیف وسیعی از رفتارها تأکید می کند. به عنوان مثال، یی و همکاران. از TPB برای درک پذیرش مصرفکننده و استفاده از فناوری اطلاعات استفاده کرد، و نشان داد که چگونه نگرشها، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری ادراک شده به طور جمعی بر نیات افراد و رفتارهای استفاده بعدی تأثیر میگذارند. به طور مشابه، گونگ و همکاران. از TPB برای بررسی رفتارهای محیطی استفاده کرد و کاربرد این مدل را در شناسایی عوامل روانشناختی و اجتماعی که افراد را به مشارکت در اقدامات طرفدار محیطی ترغیب می کند، نشان داد.
کاربرد گسترده TPB از ظرفیت آن برای ترکیب باورها و زمینه های رفتاری خاص ناشی می شود که به آن اجازه می دهد تا با تفاوت های ظریف حوزه های مختلف متناسب شود. محققان این مدل را با ادغام پیشبینیکنندههای اضافی، مانند هنجارهای اخلاقی، احساسات پیشبینیشده و رفتار گذشته، گسترش دادهاند تا قدرت پیشبینی آن را بیشتر کنند و عواملی را که رفتار را فراتر از آنچه که ابتدا توسط آژن پیشنهاد شده بود، تحت تأثیر قرار دهند.
علاوه بر این، TPB یک چارچوب اساسی برای توسعه مداخلات برای تغییر رفتارها بوده است. با شناسایی عوامل کلیدی که بر مقاصد رفتاری تأثیر میگذارند، پزشکان میتوانند استراتژیهای هدفمندی را طراحی کنند که نگرشها را اصلاح میکند، هنجارهای درک شده را تغییر میدهد و کنترل رفتاری درک شده را افزایش میدهد و در نتیجه رفتارهای مورد نظر را تشویق میکند. به عنوان مثال، کمپین های ارتقای سلامت بر تغییر باورها در مورد فواید ورزش و تغذیه سالم تمرکز دارند. در عین حال، ابتکارات زیست محیطی با هدف تغییر هنجارهای اجتماعی مرتبط با بازیافت و حفظ انرژی است.
به طور خلاصه، تئوری رفتار برنامه ریزی شده ثابت کرده است که یک مدل قوی و انعطاف پذیر برای درک و پیش بینی رفتار انسان در حوزه های مختلف است. تاکید آن بر تصمیم گیری شناختی، بینش های ارزشمندی را در مورد مکانیسم های زیربنایی نیات و اقدامات رفتاری ارائه می دهد. این یک پایه محکم برای کاوش نظری و کاربرد عملی در تلاش برای تأثیرگذاری و تغییر رفتار به نفع فردی و اجتماعی است.
علاوه بر این، مدل رفتار برنامهریزیشده طرفدار محیطزیست (PEPB)، همانطور که توسط پرسادا، 2016 معرفی شد ، توسعه پیچیدهای از نظریه رفتار برنامهریزیشده (TPB) است که ابتدا توسط آژن در سال 1991 مفهومسازی شد. تحت تأثیر نگرش نسبت به رفتار، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری درک شده است. این مدل بهطور گسترده در حوزههای مختلف برای درک و پیشبینی اعمال انسان، بهویژه در زمینههایی که نیاز به تغییر رفتاری دارند، استفاده شده است.
مدل PEPB Persada و Thesis با ادغام آگاهی زیست محیطی در ساختارهای سنتی TPB برای پرداختن به رفتارهای طرفدار محیط زیست به طور خاص بر اساس فرضیه های TPB گسترش می یابد. این انطباق بر ضرورت فزاینده تقویت شیوه های پایدار در میان افراد و جوامع در پاسخ به چالش های زیست محیطی جهانی تأکید می کند. مدل PEPB بیان میکند که رفتار طرفدار محیطزیست یک فرد نه تنها نتیجه نگرشهای شخصی، تأثیر هنجارهای اجتماعی، و سهولت یا دشواری درک شده انجام این رفتارها است، بلکه عمیقاً با آگاهی و ارزشهای محیطی فرد در هم تنیده است.
در چارچوب PEPB، آگاهی محیطی محوری است و قدرت پیش بینی مدل را برای رفتار طرفدار محیط زیست غنی می کند. این شمول تصدیق میکند که اهداف و اقدامات طرفدار محیطزیست بهطور قابلتوجهی با شناخت افراد از مسائل زیستمحیطی و مسئولیت درک شده آنها نسبت به کاهش این نگرانیها ایجاد میشود. این مدل نشان میدهد که سطح بالاتری از آگاهی محیطی میتواند تأثیر عوامل سنتی TPB را بر نیات رفتاری طرفدار محیطزیست و رفتارهای واقعی افزایش دهد. به عنوان مثال، افرادی که از تأثیرات زیست محیطی اقدامات خود آگاه تر هستند، احتمالاً نگرش قوی تری نسبت به پایداری نشان می دهند، فشارهای اجتماعی شدیدتری را برای درگیر شدن در رفتارهای دوستدار محیط زیست احساس می کنند و کنترل قابل توجهی بر تأثیرات زیست محیطی خود درک می کنند.
مدل PEPB با گسترش TPB از طریق دریچه آگاهی محیطی، درک دقیقی از پویایی های تأثیرگذار بر رفتارهای طرفدار محیط زیست ارائه می دهد. این یک چارچوب نظری ارزشمند برای محققان و دست اندرکاران برای طراحی مداخلات، سیاست ها، و برنامه های آموزشی است که به طور موثر شیوه های پایدار را ترویج می کند. به عنوان مثال، ابتکاراتی با هدف افزایش آگاهی زیست محیطی و مسئولیت پذیری شخصی در قبال نتایج زیست محیطی، مانند افزایش اعتماد افراد به توانایی خود در کمک به حفظ محیط زیست، شکل دادن به نگرش مثبت نسبت به رفتارهای پایدار، و پرورش هنجارهای اجتماعی حمایتی.
مدل رفتار برنامه ریزی شده طرفدار محیط زیست به طور قابل توجهی به تحقیقات روانشناسی محیطی و پایداری کمک می کند. این امر بر پیچیدگی ترویج رفتار حامی محیط زیست با برجسته کردن نقش حیاتی آگاهی زیست محیطی در کنار عوامل تعیین کننده سنتی رفتار تاکید می کند. این مدل توسعه یافته چشم انداز نظری را غنی می کند و بینش های عملی را برای توسعه استراتژی های هدفمندتر و مؤثرتر برای تشویق زندگی پایدار ارائه می دهد.
با آن، فرضیه های زیر مطرح شد:
H8. نگرانی محیطی ادراک شده با نگرش نسبت به رفتار همبستگی مثبت دارد.
H9. نگرانی محیطی ادراک شده با هنجار ذهنی همبستگی مثبت دارد.
H10. نگرانی محیطی درک شده با کنترل رفتاری درک شده همبستگی مثبت دارد.
H11. هنجار ذهنی نگرانی با قصد رفتاری همبستگی مثبت دارد.
H12. کنترل رفتاری درک شده با قصد رفتاری همبستگی مثبت دارد.
H13. کنترل رفتاری درک شده با استفاده واقعی از سیستم همبستگی مثبت دارد.
H14. قصد رفتاری با استفاده واقعی از سیستم همبستگی مثبت دارد.

Leave A Comment