ساختمان سبز و جنبش سبز: تاریخچه آن
برای درک عمیق و جامعتر جنبش سبز مدرن، به تلاش برای ردیابی ریشههای آن از ابتدا کمک میکند. با این حال، تعیین دقیق زمان شروع یک جنبش تقریباً غیرممکن است. مدتها قبل از ورود انقلاب صنعتی و سیستمهای گرمایشی و سرمایشی با انرژی الکتریکی، جمعیتهای باستانی و بدوی مجبور بودند با استفاده از ابزارهای اولیه و مواد طبیعی، ساختمانهایی را بسازند که از آنها در برابر عوامل خشن و درجه حرارت شدید محافظت میکرد. به ویژه، از آنجایی که قدیمیها گزینههای کمی در اختیار داشتند، این سازندگان از طرحهای غیرفعال استفاده میکردند که از منابع فراهمشده توسط طبیعت، یعنی خورشید و آب و هوا برای گرم کردن، خنک کردن و روشنایی ساختمانهایشان استفاده میکردند. برای مثال، بابلیها و مصریها از خشت بهعنوان مصالح اولیه ساختمانی خود استفاده میکردند و در کاخها و خانههای خود نشان (میدان باد) میساختند. از حیاط ها و کوچه های باریک برای سایه استفاده می کردند. اینها نمونههای سادهای از چگونگی غلبه بر چالشهای اقلیمی پیشینیان باستان است.
اما اخیراً دانشمندانی مانند مارک ویلسون را می یابیم که معتقدند مفهوم ساختمان سبز برای اولین بار بیش از یک قرن پیش در آمریکا ظاهر شد. به گفته ویلسون:
فلسفه طراحی انقلابی که به عنوان First Bay Tradition شناخته می شود، ریشه در منطقه خلیج سانفرانسیسکو در دهه 1890 داشت. در واقع، دست اندرکاران برجسته این جنبش ارگانیک حساس به محیط زیست، برنارد مایبک و جولیا مورگان، فلسفه طراحی را توسعه دادند که بیشتر مفاهیمی را که جنبش سبز امروزی در معماری پذیرفته است، در خود جای داد.
برخی از مورخان شروع آن را با کتاب راشل کارسون (1907-1964)، بهار خاموش ، و شور قانونگذاری دهه 1970، یا با هنری دیوید ثورو که در کتاب خود، مارین وودز ، از احترام به طبیعت و همچنین برای بیداری حمایت می کند، مرتبط می دانند. به نیاز به حفاظت و حفظ فدرال جنگل های بکر. بسیاری بر این باورند که جنبش سبز ریشه در بحران های انرژی دهه 1970 و رویکردهای خلاقانه برای صرفه جویی در انرژی ناشی از آن، مانند پوشش های کوچکتر ساختمان ها و استفاده از طراحی فعال و غیرفعال خورشیدی داشت .
هنگامی که بحران نفت اوپک در سال 1973 شروع شد، هزینه انرژی را مورد توجه جدی قرار داد و به ما یادآوری کرد که رفاه و امنیت آینده ما در دست تعداد بسیار کمی از کشورهای تولیدکننده نفت است. این رویداد کاتالیزور به طور موثر نیاز به منابع متنوع انرژی را برجسته کرد و سرمایهگذاری شرکتها و دولت را در منابع انرژی خورشیدی، باد، آب و زمین گرمایی تشویق کرد. بحران های انرژی که به طور مصنوعی با اعمال تحریم نفتی توسط اوپک در سال 1973 ایجاد شد، باعث افزایش قیمت بنزین و برای اولین بار صف طولانی خودروها در پمپ بنزین های سراسر کشور شد. این تأثیر شگرفی بر روی گروه کوچکی از معماران روشنفکر و آیندهنگر، متخصصان محیطزیست و بومشناسان داشت که شروع به زیر سوال بردن حکمت تکنیکهای ساختمانی مرسوم کردند و آنها را به جستجوی راهحلهای جدید برای مشکل پایداری ترغیب کردند.
این “جنبش محیطی” نوپا، که تا حدی از طرح ویکتور اولگیای با اقلیم ، فرم و ثبات رالف نولز ، و چشمه خاموش ریچل کارسون الهام گرفته شده بود ، به ظهور عصر جدیدی در طراحی محیطی کمک کرد. همچنین توجه و تخیل عموم مردم را به خود جلب کرد و باعث شد که بسیاری برای بررسی مجدد عقل اتکای ما به سوخت های فسیلی برای حمل و نقل و ساختمان ها فریاد بزنند. در واقع، تعدادی از اقدامات قانونی برای پاکسازی محیط زیست آغاز شد، از جمله قانون هوای پاک ، قانون سیاست ملی محیط زیست، قانون کنترل آلودگی آب ، ممنوعیت DDT، قانون گونه های در معرض خطر، و نهاد روز زمین.
پاسخ مؤسسه معماران آمریکا (AIA) به بحران انرژی در سال 1973، تشکیل یک کارگروه انرژی برای مطالعه استراتژیهای طراحی بهینه انرژی بود و در سال 1977 دولت پرزیدنت کارتر چیزی را که به وزارت انرژی ایالات متحده تبدیل شد، تأسیس کرد. یکی از وظایف اصلی آن تمرکز بر مصرف و حفظ انرژی بود. گروه ویژه انرژی بعداً به کمیته انرژی AIA تبدیل شد. کمیته انرژی چندین مقاله از جمله «ملت ساختمانهای کارآمد انرژی » تهیه کرد که به ابزار مؤثر AIA برای لابیگری در کاپیتول هیل تبدیل شد. از جمله اعضای فعال کمیته در اواخر دهه 1970، دونالد واتسون، FAIA، و گرگ فرانتا، FAIA بودند، زمانی که AIA همچنین از تحقیقات انرژی ساختمان حمایت می کرد. این کمیته همچنین بیش از یک دهه با دولت و سایر سازمان ها همکاری داشت.
به گفته دن ویلیامز، عضو کمیته، کمیته انرژی دو گروه اصلی را تشکیل داد: اولین گروه عمدتاً در مورد سیستمهای غیرفعال (مثلاً مصالح سقف بازتابنده و مکانیابی ساختمانها برای محیطزیست مفید) تحقیق کرد تا به هدف خود یعنی صرفهجویی در انرژی دست یابد. گروه دوم در درجه اول بر راه حل هایی متمرکز شدند که از فناوری های جدید مانند استفاده از پنجره های سه جداره استفاده می کردند. این کمیته در سال 1989 به کمیته محیط زیست (COTE) با مقیاس وسیع تر تبدیل شد و سال بعد AIA (از طریق COTE) و کمیته مشاوره علمی AIA در مورد محیط زیست موفق شدند از ایالات متحده که در آن زمان اخیراً ایجاد شده بود بودجه دریافت کنند. آژانس حفاظت از محیط زیست (EPA) شروع به توسعه راهنمای محصولات ساختمانی کرد که در سال 1992 بر اساس تجزیه و تحلیل چرخه عمر منتشر شد .
با کاهش نگرانیهای انرژی در سالهای بعد، تا حدی به دلیل کاهش قیمت انرژی، شتاب ساختمان سبز و مسائل مربوط به انرژی، به طور کلی، نیز به تدریج ضعیف شد، اما به دلیل اختصاص دادن یک گروه اصلی از بین نرفت. از معماران پیشگامی که به پیشبرد مفهوم حفظ انرژی ساختمان سبز خود ادامه دادند. چندین ساختمان قابل توجه در طول دهه 1970 ساخته شد که از مفاهیم طراحی سبز استفاده می کرد: دفتر مرکزی Willis Faber و Dumas در انگلستان، با سقف چمنی، آتریوم با نور روز، و پنجره های آینه ای، و ساختمان Gregory Bateson در کالیفرنیا، با فتوولتائیک حساس به انرژی. (سلولهای خورشیدی)، سیستمهای خنککننده سنگفروشی زیر زمین، و دستگاههای کنترل آب و هوای منطقه).
در طول دهه 1980، شاهد نشتهای نفتی متعددی بودیم (به عنوان مثال، اکسون والدز در سال 1989، در میان دیگران)، و در حالی که صنعت مخالفت قابل توجهی را در برابر سختگیریهای زیستمحیطی نشان داد، قوانین مختلف مرتبط با انرژی به قوت خود باقی ماندند. ما همچنین در طول دهه 1980 و اوایل دهه 1990 شاهد تلاشهای جهانی برای حفاظت از محیط زیست توسط طرفداران پایداری مانند رابرت برکبیله بودیم که نیروی محرکهای در راهاندازی کمیته AIA در مورد محیط زیست (COTE) بود. ویلیام مک دونا (کارخانه ریور روژ شرکت فورد موتور در میشیگان)، سیم ون در راین (ساختمان گریگوری بیتسون در ساکرامنتو، کالیفرنیا)، و ساندرا مندلر (دفتر مرکزی موسسه منابع جهانی، واشنگتن دی سی) در ایالات متحده. طرفداران دیگر کشورها عبارتند از: توماس هرتزوگ از آلمان (مرکز طراحی در لینز، اتریش)، معماران بریتانیایی نورمن فاستر (دفتر مرکزی Commerzbank در فرانکفورت، آلمان) و ریچارد راجرز (مرکز پمپیدو در پاریس، فرانسه)، و معمار مالزیایی کنت یانگ (Menara) مسینیاگا در کوالالامپور، مالزی). در سال 1987، کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه سازمان ملل متحد، به رهبری گرو هارلم برونتلند، نخست وزیر نروژ، تعریفی را برای اصطلاح “توسعه پایدار” پیشنهاد کرد، به عنوان تعریفی که “نیازهای حال حاضر را بدون به خطر انداختن توانایی نسل های آینده برای برآورده ساختن” نیازهای خودشان را برآورده کنند.»
در سال 1991، رئیس جمهور جورج اچ دبلیو بوش، سیاست ملی انرژی را صادر کرد و جیمز لالر، رئیس AIA، یک گروه مشورتی را برای صدور پاسخ و قطعنامه تشکیل داد. این قطعنامه، که هیئت مدیره یک ماه بعد تصویب کرد، از همه اعضای AIA خواست تا اصلاحات زیست محیطی را در چارچوب اقدامات خود، از جمله توقف فوری مبردهای مخرب لایه ازن، انجام دهند.
کنفرانس سازمان ملل متحد در مورد محیط زیست و توسعه (همچنین به عنوان “اجلاس زمین” شناخته می شود) که در سال 1992 به میزبانی برزیل در ریودوژانیرو برگزار شد، با حضور 17000 شرکت کننده و هیئت هایی از 172 دولت و 2400 نماینده غیردولتی، موفقیت چشمگیری داشت. سازمان های. این کنفرانس شاهد تصویب دستور کار 21 بود که طرحی برای دستیابی به پایداری جهانی ارائه کرد. این منجر به بیانیه ریو در مورد محیط زیست و توسعه، بیانیه اصول جنگل، کنوانسیون چارچوب سازمان ملل متحد در مورد تغییرات آب و هوا ، و کنوانسیون ملل متحد در مورد تنوع زیستی شد. پس از نشست ریودوژانیرو، مؤسسه معماران آمریکا پایداری را به عنوان موضوع خود برای کنگره جهانی معماران UIA/AIA در ژوئن 1993 که در شیکاگو برگزار شد، انتخاب کرد. حدود 10000 معمار و متخصص طراحی از سراسر جهان در این رویداد حضور داشتند. امروزه این کنوانسیون به عنوان نقطه عطفی در تاریخ جنبش ساختمان سبز شناخته می شود.
با تشویق بیل کلینتون به ریاست جمهوری در نوامبر 1992، تعدادی از طرفداران پایداری شروع به انتشار ایده بزرگ “سبزسازی” خود کاخ سفید کردند. در روز زمین، 21 آوریل 1993، رئیس جمهور بیل کلینتون برنامه های جاه طلبانه خود را برای “سبزسازی کاخ سفید” و تبدیل عمارت ریاست جمهوری به “الگویی برای کارایی و کاهش ضایعات” اعلام کرد. برای اجرای این طرح، شورای کیفیت محیطی رئیس جمهور تیمی از کارشناسان را تشکیل داد که شامل اعضای AIA، برنامه مدیریت انرژی فدرال وزارت انرژی ایالات متحده (FEMP)، EPA، اداره خدمات عمومی، خدمات پارک های ملی بود. ، دفتر اداری کاخ سفید و شرکت برق پوتوماک.
طرح “سبزسازی کاخ سفید” در شش سال اول خود باعث صرفه جویی بیش از 1.4 میلیون دلار شد که عمدتاً از بهبودهای انجام شده در روشنایی، گرمایش، تهویه مطبوع، آبپاشهای آب، عایق کاری و کاهش مصرف انرژی و آب بود. از جمله، این ابتکار شامل یک ساختمان قدیمی اداری اجرایی به مساحت 600000 فوت مربع بود که روبروی کاخ سفید قرار داشت. به همین ترتیب، یک ممیزی انرژی توسط وزارت انرژی (DOE)، یک ممیزی زیستمحیطی به رهبری EPA، و یک سری طرحهای طراحی پرمخاطب متشکل از متخصصان طراحی، مهندسان، مقامات دولتی و محیطبانان انجام شد. هدف این بود که استراتژی های حفظ انرژی پایدار با استفاده از فناوری های موجود تدوین شود. در عرض سه سال، این استراتژیها منجر به پیشرفتهای قابل توجهی در عمارت نزدیک به 200 ساله شد، از جمله کاهش انتشار سالانه اتمسفر آن به میزان تخمینی 845 متریک تن کربن و حدود 300000 دلار صرفهجویی در انرژی و آب سالانه.
بیل براونینگ، محترم. AIA میگوید که «فرآیند پیشگام طرح سبز شدن کاخ سفید به بخشی جداییناپذیر از جنبش ساختمانهای سبز تبدیل شده است». با این حال، سیل پروژه های سبز فدرال در میان چندین نیرویی بود که جنبش پایداری را در دهه 1990 هدایت کرد. برای تسریع این روند، رئیس جمهور سابق کلینتون تعدادی فرمان اجرایی صادر کرد که اولین آنها در سپتامبر 1998 بود که به دولت فدرال دستور داد تا استفاده از محصولات بازیافتی و سازگار با محیط زیست، از جمله محصولات ساختمانی را بهبود بخشد. دومین فرمان اجرایی در ژوئن 1999 برای تشویق سازمانهای دولتی برای بهبود مدیریت انرژی و کاهش انتشار گازهای گلخانهای در ساختمانهای فدرال از طریق استفاده از تکنیکهای طراحی، ساخت و بهرهبرداری بهتر صادر شد. کلینتون سومین فرمان اجرایی را در آوریل 2000 صادر کرد که در آن از سازمانهای فدرال میخواست مسئولیتپذیری زیستمحیطی را در تصمیمگیری روزانهشان و همچنین در برنامهریزی بلندمدت خود ادغام کنند. تیم تشکیل شده توسط شورای رئیس جمهور در مورد کیفیت محیطی توصیه های مهمی برای حفظ حضور تاریخی سازه و همچنین حفظ و بهبود آسایش و بهره وری ارائه کرد.
جورج دبلیو بوش راه پدرش را دنبال کرد و در طول هشت سال ریاست جمهوری او، سبز کردن کاخ سفید با نصب سه سیستم خورشیدی، از جمله نصب حرارتی روی کابین استخر برای گرم کردن آب استخر و گرم کردن آن، کمی فراتر رفت. دوش ها و پانل های فتوولتائیک برای تکمیل منبع برق عمارت. رویکردهای سبز شدن کاخ سفید تحت چند عنوان اصلی قرار می گیرد:
- •
پوشش ساختمان : با درک اینکه مقدار قابل توجهی از انرژی از طریق عناصر ساختمان مانند سقف و پنجره ها از دست می رود، تلاش شد تا این موارد تجزیه و تحلیل شود و راه حل هایی برای افزایش کارایی آنها یافت شود.
- •
روشنایی : تا جایی که امکان داشت از لامپ های کم مصرف استفاده شد و استفاده از نور طبیعی به حداکثر رسید. همچنین اقداماتی برای اطمینان از خاموش شدن چراغهای اتاقهای خالی انجام شد.
- •
گرمایش، تهویه و تهویه مطبوع (HVAC) : اقدامات تهویه مطبوع برای کاهش میزان انرژی مورد نیاز برای گرمایش و سرمایش ساختمان ها و همزمان افزایش آسایش ساکنین استفاده شد. تهویه صحیح برای کمک به این امر ضروری است.
- •
دوشاخه : نصب تجهیزات اداری کم مصرف و جایگزینی یخچال و کولر با مدل های کم مصرف تر.
- •
زباله : شروع یک برنامه بازیافت جامع برای آلومینیوم، شیشه، کاغذ، کاغذ روزنامه، مبلمان، لامپهای فلورسنت، حلالهای رنگ، باتریها ، کارتریجهای پرینتر لیزری و زبالههای ارگانیک محوطه.
- •
وسایل نقلیه : برنامه ای برای اجاره خودروهایی که سوخت های جایگزین با سوخت پاک تر را می پذیرند آغاز شد و کاخ سفید در یک برنامه آزمایشی برای آزمایش وسایل نقلیه الکتریکی شرکت می کند. بسیاری از کارمندان تشویق می شوند تا از وسایل حمل و نقل عمومی برای کاهش استفاده از خودرو استفاده کنند.
- •
محوطه سازی : ارتقاء کاخ سفید شامل روش هایی برای کاهش مصرف غیرضروری آب و آفت کش ها و افزایش استفاده از کودهای آلی در محوطه این مجموعه مورد مطالعه قرار گرفت.
سبز شدن کاخ سفید چنان موفقیت آمیز بود که تقاضای اساسی برای سبز کردن سایر املاک در مجموعه گسترده فدرال ایجاد کرد – برای مثال، پنتاگون، پرزیدیو، و مقر DOE، و همچنین سه پارک ملی: گراند. کانیون، یلوستون و دنالی آلاسکا. در سال 1996، AIA/COTE و DOE یادداشت تفاهمی برای همکاری در زمینه تحقیق و توسعه امضا کردند که هدف آن تدوین برنامه ای متشکل از یک سری نقشه راه برای ساخت و توسعه ساختمان های پایدار در طول قرن بیست و یکم بود. .
هجوم فعالیتهای سبز به بخشهای فدرال منفرد کمک کرد تا پیشرفت قابل توجهی نیز داشته باشند. بنابراین، نیروی دریایی شجاع شد و هشت پروژه آزمایشی، از جمله ستاد فرماندهی مهندسی تاسیسات دریایی (NAVFAC) در یارد نیروی دریایی واشنگتن را انجام داد. در سال 1997، نیروی دریایی همچنین توسعه یک منبع آنلاین به نام راهنمای طراحی کل ساختمان (WBDG) را آغاز کرد که مأموریت اصلی آن گنجاندن الزامات پایداری در مشخصات و دستورالعملهای اصلی است. تعدادی دیگر از آژانس های فدرال اکنون به این پروژه ملحق شده اند که اکنون توسط موسسه ملی علوم ساختمان (NIBS) مدیریت می شود.
ظهور جنبش سبز به عنوان یک نیروی مهم عمدتاً نتیجه بسیاری از افراد و گروههای آیندهنگر از هر طبقهای بود. همانطور که قبلا ذکر شد، رویاپردازان و متفکران مبتکر (به عنوان مثال، رابرت کی واتسون – پدر LEED) برای دهه ها چالش ها و نیاز به تغییرات جدی در نحوه واکنش و رفتار ما با محیط خود را تشخیص داده اند. حمایت از مسائل سبز توسط سیاستمداران آینده نگر و افراد مشهور نقشی اساسی در رسیدگی به برخی از نگرانی های زیست محیطی ایفا کرد که تصورات عمومی را در سال های اولیه این قرن مجذوب کرد. مشاهیر هالیوود مانند رابرت ردفورد در میان معتقدان واقعی اولیه بودند. او از دهه 1970 به ترویج انرژی خورشیدی پرداخته است. ردفورد حدود 30 سال را در هیئت مدیره شورای دفاع از منابع طبیعی (NRDC) سپری کرده است که توسط نیویورک تایمز به عنوان “یکی از قدرتمندترین گروه های زیست محیطی کشور” توصیف می شود . ردفورد همچنین مشتاقانه در حمایت از قوانین زیست محیطی با کنگره لابی کرد و به نمایندگی از ابتکارات محلی برای رسیدگی به تغییرات آب و هوا و حفاظت از طبیعت وحشی مبارزاتی را انجام داده است. دیگر سلبریتی های دوستدار محیط زیست هالیوود که ساختمان سبز و اهداف محیطی را پذیرفتند عبارتند از: برد پیت، داریل هانا، اد بیگلی جونیور، اد نورتون، کامرون دیاز و لئوناردو دی کاپریو. این منجر به طیف گسترده ای از ستارگان شده است که از آن پیروی می کنند و آن را به عنوان انگیزه ای برای حمایت از اهداف محیطی و سبز مورد علاقه خود می سازند.
جنبش سبز بیشتر توسط «سیاستمداران سبز» از شهرداران گرفته تا فرمانداران و سران ایالت ها در ایالات متحده و سراسر جهان کمک شد. یک مثال عالی از این موضوع، ال گور، معاون سابق رئیس جمهور است که در می 2006، فیلم مستند برنده جایزه آکادمی اش، حقیقتی ناخوشایند، به نمایش درآمد که گرمایش جهانی و تغییرات اقلیمی را در آگاهی عمومی نشان داد. این امر آگاهی عمومی را در مورد بسیاری از مسائل افزایش داد، از جمله اینکه کیفیت زندگی ما در خطر است، آب ما به مواد شیمیایی سمی آلوده شده است، و منابع طبیعی ما رو به اتمام است. یکی دیگر از سیاستمداران دوستدار محیط زیست، فرماندار سابق کالیفرنیا، آرنولد شوارتزنگر است که با امضای قانون نقطه عطف تاریخی راه حل های گرمایش جهانی در سال 2006، این ایالت را به یک رهبر جهانی در زمینه تغییرات اقلیمی تبدیل کرد. این ایالت را متعهد کرد که تا سال 2050 انتشار گازهای گلخانه ای خود را 80 درصد کمتر از سطح 1990 کاهش دهد. دیگر سیاستمداران دوستدار محیط زیست عبارتند از رالف نادار، نامزد سابق ریاست جمهوری و یکی از رهبران کلیدی حزب سبز ایالات متحده. کن لیوینگستون، شهردار چپگرای لندن؛ آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان و رهبر فعلی گروه 8، وزیر سابق محیط زیست و مدافع صریح اقدام علیه تغییرات آب و هوایی؛ هلن کلارک نخست وزیر نیوزلند؛ وزیر سابق محیط زیست اتحادیه اروپا مارگوت والستروم (1999-2004)؛ و شی ژنهوا، معاون وزیر توسعه و اصلاحات دولتی چین و وزیر سابق محیط زیست.
زمانی که رئیس جمهور منتخب، باراک اوباما همیشه یک مدافع صریح و سرسخت برای پایداری هم از نظر محیط زیست و هم از نظر محرک های اقتصادی بود. او همچنین مکررا بر نیاز به ایجاد یک اقتصاد سبز برای حفظ مزیت رقابتی آمریکا در بازار کار جهانی و در عین حال کاهش تأثیر ما بر محیط زیست تأکید می کند. به عنوان مثال، سرمایهگذاری در یک شبکه برق هوشمند و خانهها، ادارات، و لوازم با انرژی کارآمد به کاهش مصرف کلی انرژی به عنوان یک کشور کمک زیادی میکند. این تا حدی توضیح می دهد که چرا پرزیدنت اوباما پس از روی کار آمدن، ساختمان سبز را در خط مقدم برنامه پایداری خود قرار داد و پیشنهاد کرد کمک های مالی فدرال را گسترش دهد که به ایالت ها و شهرداری ها در ساخت ساختمان های عمومی دارای گواهی LEED کمک می کند. جری یودلسون، یکی از فعالان مشهور سبز، معتقد است که “تاثیر دولت اوباما بر ساختمان سبز این خواهد بود که آن را به بخشی دائمی از چشم انداز اقتصادی، فرهنگی و مالی تبدیل کند.”
رئیس جمهور در حال برداشتن گام های بلندی برای تغییر آینده انرژی ما است. یکی از اولین اقدامات او تصویب قانون بازیابی و سرمایه گذاری مجدد آمریکا در سال 2009 بود. این امر به منظور تزریق بیش از 825 میلیارد دلار به اقتصاد ایالات متحده از طریق کاهش مالیات، سرمایه گذاری های دولتی در زیرساخت ها و توسعه نیروی کار بود. این قانون بلندپروازانه بازیابی، که اوباما ایجاد کرد، یک سرمایه گذاری بی سابقه و تاریخی در اقتصاد انرژی پاک است و در درجه اول برای تقویت فناوری های پاک طراحی شده است. پرزیدنت اوباما معتقد است که سرمایه گذاری در انرژی پاک امروز منجر به صنایع آینده خواهد شد و علاوه بر ایجاد میلیون ها شغل سبز جدید، به بازگرداندن آمریکا به رهبری اقتصاد جهانی انرژی پاک کمک خواهد کرد.
گزارش جدیدی توسط مشاوران تغییرات آب و هوایی ICF International (ICFI) به سفارش Greenpeace، گزارش می دهد که اقدامات زیست محیطی پیشنهادی “معامله جدید سبز” که در بسته محرک اقتصادی 800 میلیارد دلاری پرزیدنت اوباما گنجانده شده است، محاسبه شده است تا حداقل 61 میلیون کاهش انتشار گازهای گلخانه ای را کاهش دهد. تن در سال، که اگر درست باشد، بسیار قابل توجه است، زیرا معادل خروج حدود 13 میلیون خودرو از جاده است – و احتمالاً بیشتر. لیندسی مک داف، فعال مشهور جنبش سبز می گوید:
هنگامی که سیاستمداران سیاست هایی را ایجاد یا تدوین می کنند، صنایع تجاری در نتیجه تحت تأثیر قرار می گیرند. با افزایش سیاست سبز، مدیران کسب و کار از هر عرصهای در حال جهش هستند و اساساً از تقاضای رو به رشد بازار خارج میشوند. سبز بودن به یک مزیت فروش در دنیای کسب و کار تبدیل شده است و شرکت های مشتاق شروع به پرش از فرصت پیشروی کرده اند.
بر اساس گزارش NPR، انتظار میرفت که صنعت ساختوساز در سال 2006 حدود 10 میلیارد دلار برای ساختمانهای اداری، آپارتمانها و خانههای کوچکتر که دارای گواهینامه سازگاری با محیط زیست هستند، هزینه کند. جنبش سبز امروز جهانی شده است و متشکل از افراد متفرقه، گروههای فعال و سازمانهای مختلف است که به دنبال راهحلهای سازگار با محیط زیست برای نگرانیهای زیستمحیطی که سیاره زمین را آزار میدهند، هستند.
ساختمان سبز: مروری
برخی از محققان جنبش ساختمان سبز را عمدتاً واکنشی به بحرانهای انرژی میدانند که در نتیجه آن به وجود آمدند، که با تلاشها برای کارآمدتر کردن ساختمانها و اصلاح روش استفاده از انرژی، آب و مواد تغذیه میشود. لازم به ذکر است که “ساختمان سبز” و “معماری پایدار” اصطلاحات نسبتا جدیدی در فرهنگ لغات ما هستند. آنها اساساً یک رویکرد کل سیستم را نشان می دهند که مکان یابی، طراحی، ساخت و بهره برداری ساختمان را به گونه ای ترکیب می کند که رفاه ساکنان ساختمان را افزایش می دهد، در حالی که با حفظ منابع طبیعی و حفظ کیفیت آب و هوا، محیط زیست را برای نسل های آینده حفظ می کند. . بنابراین، پیام اصلی، اساساً بهبود روشها و استانداردهای طراحی و ساخت و ساز متعارف است، بهگونهای که ساختمانهایی که امروز میسازیم دوام بیشتری داشته باشند، کارآمدتر باشند، هزینه کمتری برای بهرهبرداری داشته باشند، بهرهوری را افزایش دهند و به محیطهای زندگی و کار سالمتر برای آنها کمک کنند. ساکنان.
ورود مفاهیم ساختمان سبز نشان دهنده تغییر اساسی در رویکرد ما به نحوه طراحی و ساخت ساختمان ها است. واضح است که پدیده ساختمان سبز در طول دو دهه گذشته به طور قابل توجهی بر بازار ساخت و ساز ایالات متحده و جهان تأثیر گذاشته است. مطالعات مختلف زیست محیطی به طور مداوم نشان داده اند که ساختمان ها در ایالات متحده تقریباً یک سوم کل انرژی اولیه تولید شده و نزدیک به دو سوم برق تولید شده را مصرف می کنند. تحقیقات همچنین نشان میدهد که تقریباً 30 درصد از کل ساختمانهای جدید و بازسازیشده ایالات متحده دارای کیفیت محیطی پایینتری در محیط داخلی هستند که در نتیجه سطح غیرقابل قبولی از انتشارات مضر، عوامل بیماریزا و انتشار مواد مضر موجود در مصالح ساختمانی وجود دارد. تلاشهای مستمری برای رسیدگی به این اثرات زیستمحیطی، از جمله اجرای شیوههای پایداری در اهداف پروژه ساختوساز در حال انجام است.
با این حال، ادغام شیوههای پایدار در روشهای طراحی و ساخت و ساز سنتی، رویکردی است که مستلزم بازتعریف و ارزیابی مجدد نقشهای فعلی شرکتکنندگان پروژه در فرآیند طراحی و ساخت است تا به تضمین مشارکت مؤثر در اهداف پروژه پایدار کمک کند. یکی از ویژگی های اولیه یک طراحی پایدار موفق، به کارگیری یک رویکرد تیمی “کل” چند رشته ای و یکپارچه است که اعضای مختلف پروژه و ذینفعان را در فرآیند تصمیم گیری، به ویژه در مراحل اولیه طراحی، ترکیب می کند. این رویکرد تیم کل نگر کمک می کند تا اطمینان حاصل شود که این پروژه برای ساکنان و مالک ساختمانی سازنده تر، کارآمدتر و سالم تر خواهد بود و تأثیر منفی کمتری بر محیط زیست خواهد داشت.
در دهه 1990 سیستمهای مهم رتبهبندی محیطی جدید برای ساختمانها معرفی شدند. با افزایش آگاهی بین المللی از مسائل سبز، کنفرانس های بین المللی مختلفی مانند چالش ساختمان سبز (GBC) در ونکوور در اکتبر 1993 برگزار شد. این مرکز توسط مرکز فناوری انرژی CANMET از منابع طبیعی کانادا رهبری می شد . این رویداد با حضور نمایندگان 14 کشور برگزار شد. هدف از چنین کنفرانس هایی ایجاد یک سیستم رتبه بندی زیست محیطی بین المللی برای ساختمان ها است که شرایط محیطی، اقتصادی و اجتماعی منطقه ای و ملی را در نظر می گیرد.
جنبش ساختمان سبز تلاش های موازی دیگری را برای شکل گیری تشویق کرد. به عنوان مثال، در سال 1990 در بریتانیا، موسسه تحقیقاتی ساختمان، سیستم رتبه بندی ساختمان های زیست محیطی خود را معرفی کرد که به نام BREEAM® شناخته می شود. در ایالات متحده در سال 1998، ما شاهد تأسیس شورای ساختمان سبز ایالات متحده بودیم که سیستم رتبه بندی ساختمان های سبز رهبری در طراحی انرژی و محیطی را توسعه داد. LEED به پیشروترین و پذیرفتهشدهترین سیستم رتبهبندی ساختمان سبز در ایالات متحده تبدیل شده است که رشد چشمگیر آن در سالهای اخیر نشان میدهد. در سال 2004، طرح ساختمان سبز (GBI) سیستم رتبه بندی Green Globes را در ایالات متحده (از کانادا) معرفی کرد.
در طول چند سال گذشته، شاهد افزایش چشمگیری در تعداد پروژههایی بودهایم که به دنبال گواهینامه LEED از USGBC هستند، که نشان دهنده نفوذ قابل توجه ساختمان سبز در صنعت طراحی و ساخت و ساز اصلی است. در حالی که بسیاری از سازندگان تمایلی به مشارکت یا تشویق جنبش سبز در مراحل شکلگیری آن نداشتند، این بیمیلی اخیراً بهسرعت کاهش یافته است زیرا توسعهدهندگان و مشتریان بیشتری از ساختمانهای سبز استفاده میکنند، به طوری که صنعت ساختوساز نیز اکنون در حال انجام تلاشهای جدی برای پذیرش آن است. ابتکار.
از زمان آغاز به کار، سیستم رتبه بندی LEED به یک انجمن بین المللی تبدیل شده است و اکنون بیش از 14000 پروژه در ایالات متحده و حدود 40 کشور از جمله کانادا، هند، چین، امارات متحده عربی، ایتالیا و اسرائیل را در بر می گیرد. یکی از اهداف اعلام شده شورای ساختمان سبز هند، برای مثال، دستیابی به 1 فوت مربع ساختمان سبز برای هر هندی تا سال 2012 است. رئیس این شورا، پرم سی جین، اخیراً اظهار داشت که هند در حال حاضر حدود 240 میلیون متر مربع مساحت دارد. فوت ساختمان های سبز در محل.
اگرچه علاقه زیادی به مسائل ساختمان سبز وجود داشته است، مقدار پول تخصیص یافته به تحقیقات در بهترین حالت حداقل بوده است و در حال حاضر تنها 0.2٪ از کل تحقیقاتی را تشکیل می دهد که بودجه فدرال تامین می شود. این مبلغ سالانه به 193 میلیون دلار می رسد. این مقدار با 0.02٪ از ارزش تخمینی 1 تریلیون دلاری ساختمان های ایالات متحده ساخته شده سالانه مقایسه می شود، در حالی که صنعت ساخت و ساز ساختمان بیش از 10٪ از تولید ناخالص داخلی ایالات متحده را تشکیل می دهد. میزان بودجه اختصاص یافته برای ساختمان سبز در مقایسه با بودجه برای سایر موضوعات تحقیقاتی نسبتاً ناچیز است و باید اصلاح شود. دولت فدرال یکی از چندین منبع مالی مرتبط است که باید تشویق شود تا حمایت مالی مناسبی از برنامههای تحقیقاتی که دارای استراتژیهای قابل دستیابی هستند، فراهم کند. ما نمی توانیم به سمت دستیابی به پایداری پیشرفت کنیم مگر اینکه بتوانیم شیوه های ساختمان سبز را به طور قابل توجهی بهبود بخشیم. عدم انجام این کار عواقب غم انگیزی خواهد داشت و تاثیرات منفی نابه جا بر اکوسیستم ما برای سال های آینده خواهد داشت.
چالشهای عظیمی که ما در حال حاضر در مورد مسائل حیاتی، مانند گرم شدن کره زمین، کمبود آب، مسائل مربوط به کیفیت محیطی داخلی، و تخریب اکوسیستم ما با آن روبرو هستیم، نگرانکننده هستند. به وضوح مستند شده است که ساختمانهای ساخته شده بهطور متعارف به مشکلات زیستمحیطی که در کشورهای صنعتی مانند ایالات متحده و چین در حال ظهور هستند، کمک میکنند. به عنوان مثال، تخمین زده شده است که عملیات ساختمانی فعلی ایالات متحده حدود 38 درصد از انتشار دی اکسید کربن و 71 درصد از مصرف برق آن را تشکیل می دهد. به همین ترتیب، اداره اطلاعات محیطی (EIA) در سال 2008 تخمین زد که عملیات ساختمانی تقریباً 40٪ از کل مصرف انرژی را تشکیل می دهد. اگر انرژی مورد نیاز برای ساخت مصالح ساختمانی و ساخت ساختمان ها لحاظ شود، عدد اخیر به 48% افزایش می یابد.
همچنین تخمین زده میشود که ساختمانها سالانه حدود 13.6 درصد از آب آشامیدنی کشور را مصرف میکنند و بر اساس برآوردهای سازمان حفاظت محیط زیست، ضایعات ناشی از تخریب، ساختوساز و بازسازی سالانه به 136 میلیون تن زباله اضافه میشود. علاوه بر این، ساخت و ساز و بازسازی ساختمان ها سالانه 3 میلیارد تن یا تقریباً 40 درصد از مواد خام مصرفی جهان را تشکیل می دهد. از آنجایی که جمعیت ایالات متحده با سرعت فعلی خود از 306 میلیون نفر در سال 2009 به حدود 370 میلیون نفر در سال 2030 ادامه می دهد، فشار و تأثیر منفی بر محیط زیست نیز همچنان افزایش خواهد یافت، مگر اینکه اقدامات فوری برای تنظیم مناسب الگوهای مصرف انجام دهیم. منابع طبیعی محدود در دسترس را در نظر بگیرید.
نمونه بارز تأثیر قابل توجهی که تحقیقات ساختمان سبز داشته و دارد را می توان با تأثیر انتشار کربن بر گرمایش جهانی مشاهده کرد که همچنان مورد توجه ملی قرار می گیرد. این منجر به این شده است که چندین سازمان (مانند AIA، ASHRAE، USGBC، و موسسه مشخصات ساخت و ساز) به طور جمعی آنچه را که به عنوان “چالش 2030” شناخته می شود، اتخاذ کنند. این اساساً شامل یک سری اهداف و معیارها برای جامعه معماری و مهندسی است تا طراحی هر ساختمان را با ردپای کربن ساختمان های مشابه مقایسه کند. هدف اصلی این است که تمام ساختوسازهای جدید تا سال 2030 انتشار کربن خالص صفر داشته باشند و به اندازه متراژ مربع موجود برای استفاده از نیمی از انرژی قبلی خود بازسازی شود.
چالش 2030 بررسی مصرف انرژی ساختمان های تجاری (CBECS) را برای معیار استفاده از انرژی بر حسب kBtu در هر فوت مربع اعمال می کند. این اجازه می دهد تا یک ارتباط کلی با کاهش ردپای کربن هر ساختمان برقرار شود. این هدف بُعد جدیدی به استفاده از تحلیل انرژی به عنوان ابزاری برای پیشبینی ردپای کربن ساختمان میافزاید و این تحلیل ردپای کربن احتمالاً افزایش اندازهگیری و تأیید را برای تعیین وضعیت هر ساختمان پس از اتمام تشویق خواهد کرد. اگر یک ساختمان مطابق انتظارات طراحی عمل نکند، گروههای مدلسازی انرژی و راهاندازی میتوانند مسائل مربوط به عملیات غالب را به منظور اصلاح آنها تشخیص دهند.
سازمان ملل در مارس 2007 گزارشی با عنوان “ساختمان ها و تغییرات آب و هوایی : وضعیت، چالش ها و فرصت ها” منتشر کرد که به وضوح نقش ساختمان ها را در گرمایش جهانی مجدداً تأیید می کند. آخیم اشتاینر، معاون دبیرکل سازمان ملل متحد و مدیر اجرایی UNEP می گوید:
بهره وری انرژی، همراه با اشکال پاک تر و تجدیدپذیر تولید انرژی ، یکی از ارکانی است که دنیای کربن زدایی شده بر آن ایستاده یا سقوط خواهد کرد. صرفه جویی هایی که می توان در حال حاضر انجام داد به طور بالقوه بسیار زیاد است و هزینه اجرای آنها نسبتاً کم است، اگر تعداد کافی دولت، صنایع، کسب و کار و مصرف کنندگان وارد عمل شوند.
او در ادامه می گوید:
این گزارش بر بخش ساختمان تمرکز دارد. بر اساس برخی برآوردهای محافظه کارانه، بخش ساختمان در سراسر جهان می تواند کاهش انتشار 1.8 میلیارد تن (1 تن = 1000 کیلوگرم = 2025 پوند) CO 2 را به همراه داشته باشد . یک سیاست تهاجمیتر بهینهسازی انرژی ممکن است بیش از 2 میلیارد تن یا نزدیک به سه برابر مقداری که طبق پروتکل کیوتو کاهش مییابد، تولید کند.
بر کسی پوشیده نیست که برای رویارویی با چالش 2030، یک تغییر چشمگیر در رویکرد فعلی و دانش ما در مورد مسائل انرژی ساختمان ضروری است.
صنعت ساختوساز امروزه با فشارهای بیسابقه و فزایندهای مواجه است که ناشی از بحران اقتصادی جهانی، افزایش هزینههای مصالح، افزایش بلایای طبیعی، و تأثیر چشمگیر مصرفکننده سبز از جمله موارد دیگر است. این روندها با هم این صنعت را به ارزیابی مجدد و تجدید نظر روزافزون در موقعیت خود با اتخاذ روش های طراحی و ساخت پایدار در تلاشی جدی برای ساخت ساختمان های کارآمدتر طراحی شده برای صرفه جویی در انرژی و آب، بهبود عملیات ساختمان، ارتقای سلامت و رفاه مردم برانگیخته است. جمعیت عمومی، و به حداقل رساندن اثرات منفی بر محیط زیست.
سهم بازار ساختمان سبز همچنان به توسعه و افزایش ادامه خواهد داد، تا حدی به دلیل افزایش آگاهی عمومی، علاوه بر سطح بیسابقه علاقه دولت و دولت محلی و ابتکاراتی مانند استفاده از تکنیکهای مختلف مبتنی بر انگیزه برای تشویق شیوههای ساختمان سبز. متأسفانه این تلاش ها به دلیل موانع و چالش هایی که در این مسیر با آن مواجه شده است، به ویژه هزینه های بالای برنامه ها و مسائل تشویقی جدید و موانع مربوط به اجرا و کمبود منابع کافی، کاملاً موفق نبوده است. در تلاش برای کمک به جوامع در غلبه بر موانع، AIA گزارشی را با عنوان “رهبران محلی در پایداری – مشوق های سبز” ارائه کرد که این برنامه های مختلف را تعریف و توضیح می دهد، چالش های اصلی را که برای موفقیت باید بر آنها غلبه کرد، موشکافی می کند و نمونه هایی از بهترین ها را برجسته می کند. تمرینات

Leave A Comment